rebalanced
فعل — دوباره متعادل شد
تعادل یا موازنه مناسب را به چیزی بازگردانده است. (شکل گذشته فعل rebalance)
To have restored equilibrium or proper balance to something. (Past tense of rebalance)
«پرتفوی ماه گذشته دوباره متعادل شد.»
“The portfolio was rebalanced last month.”
«تیم پس از شکست اولیه رویکرد خود را باز تنظیم کرد.»
“The team rebalanced its approach after the initial failure.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمولی. به این معناست که تغییرات جزئی برای بهبود وضعیت موجود انجام شده است. با 'rebalanced' قابل تعویض است وقتی عملی از تصحیح یا بهبود در گذشته را توصیف میکند، مثلاً 'تنظیمات مجدداً تنظیم شدند'. کاربرد وسیعتری فراتر از زمینههای مالی دارد.
Common. Implies that minor changes were made to improve an existing state. Interchangeable with 'rebalanced' when describing a past action of correction or improvement, e.g., 'the settings were readjusted'. It has a broader application than just financial contexts.
رسمی. به این معناست که اجزا به همسویی یا توافق مناسب بازگردانده شدند. به جای 'rebalanced' استفاده کنید وقتی عمل گذشته شامل تصحیح انحراف از یک طرح ساختاری یا استراتژیک بوده است، مثلاً 'استراتژی شرکت مجدداً همسو شد'.
Formal. Suggests that components were brought back into proper alignment or agreement. Use instead of 'rebalanced' when the past action involved correcting a deviation from a structural or strategic plan, e.g., 'the company's strategy was realigned'.
صفت — باز تنظیم شده
به حالت تعادل یا موازنه مناسب بازگردانده شده.
Having been restored to a state of equilibrium or proper balance.
«بودجه باز تنظیم شده توسط شورا تصویب شد.»
“The rebalanced budget was approved by the council.”
«رژیم غذایی دوباره متعادل شده آنها به بهبود سلامتیشان کمک کرد.»
“Their rebalanced diet helped improve their health.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمولی. چیزی را توصیف میکند که برای تناسب یا عملکرد بهتر کمی تغییر یافته است. با 'rebalanced' قابل تعویض است وقتی یک مورد یا سیستم تحت یک تغییر اصلاحی قرار گرفته باشد، مثلاً 'یک برنامه زمانی تنظیم شده مجدد'.
Common. Describes something that has been slightly altered for better fit or function. Interchangeable with 'rebalanced' when an item or system has undergone a corrective change, e.g., 'a readjusted schedule'.
رسمی. چیزی را توصیف میکند که اجزای آن به ترتیب یا توافق مناسب بازگردانده شدهاند. زمانی استفاده میشود که تمرکز بر اصلاح ساختاری یا استراتژیک باشد، مثلاً 'یک استراتژی همسو شده مجدد'.
Formal. Describes something whose components have been brought back into proper arrangement or agreement. Use when the focus is on a structural or strategic correction, e.g., 'a realigned strategy'.