reconcentrate
فعل — دوباره تغلیظ کردن
چیزی را دوباره تغلیظ کردن، به ویژه برای افزایش غلظت، خلوص یا چگالی آن پس از رقیق شدن یا پراکنده شدن.
To concentrate something again, especially to increase its strength, purity, or density after it has been diluted or dispersed.
«دانشمندان مجبور شدند محلول را دوباره تغلیظ کنند.»
“The scientists had to reconcentrate the solution.”
«او سعی کرد افکارش را دوباره روی کار متمرکز کند.»
“He tried to reconcentrate his thoughts on the task.”
تفاوت با واژههای مشابه
کلی/استعاری. در حالی که 'refocus' به معنای دوباره متمرکز کردن توجه یا تلاش است، عمدتاً برای مفاهیم انتزاعی استفاده میشود و برای تمرکز فیزیکی قابل تعویض نیست.
General/figurative. While 'refocus' means to direct attention or efforts again, it is primarily used for abstract concepts. It's not interchangeable for physical concentration.