requite

re·quite/rɪˈkwaɪt/
re-againquiteto repay or return
verb (فعل)formalpast (گذشته): requitedpast participle (مفعولی): requited-ing (حال): requiting3rd (سوم): requites

فعل — جبران کردن

جبران کردنپاسخ دادن

چیزی مانند عشق یا انتقام را در پاسخ به چیزی که دریافت شده دادن.

To give something (such as love or revenge) in return for something received.

«او محبتش را با مهربانی پاسخ داد.»

She requited his love with kindness.

«کشور حمله را با پاسخ متقابل جبران کرد.»

The country requited the attack with a counterstrike.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reciprocateجبران کردن

رسمی. به ویژه برای توصیف برابری در احساسات یا رفتارها.

Formal. Used especially to describe returning feelings or actions equally.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000