requisitions
اسم — درخواستها
درخواستهای رسمی کتبی یا مطالبات برای اقلام، خدمات یا تدارکات.
Official written requests or demands for items, services, or supplies.
«مدیر دفتر درخواستهای رسمی برای مبلمان جدید را ارسال کرد.»
“The office manager submitted the requisitions for new furniture.”
«تمام درخواستهای بخشها باید توسط مدیر تأیید شوند.»
“All departmental requisitions must be approved by the director.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'Requests' اصطلاحی کلی برای درخواست چیزی است. 'Requisitions' نوع خاصی از درخواست رسمی و اداری است که معمولاً درون یک سازمان یا توسط یک مقام مسئول ارائه میشود. "درخواست مرخصی را ارسال کنید" در مقابل "درخواست لوازم اداری جدید را ارسال کنید".
Common. 'Requests' is a general term for asking for something. 'Requisitions' are a specific type of formal, official request, usually within an organization or by an authority. 'Submit a request for leave' vs 'Submit a requisition for new office supplies'.
رایج. میتواند به درخواست کالا یا خدمات اشاره داشته باشد، اغلب به معنای دستور یا فرمان رسمی، به خصوص در زمینه نظامی یا تجاری. "سفارش تدارکات دهید" در مقابل "درخواست تدارکات ارسال کنید". 'Requisition' به طور خاص بر فرآیند درخواست رسمی تأکید دارد.
Common. Can refer to a request for goods or services, often implying a command or formal instruction, especially in a military or commercial context. 'Place an order for supplies' vs 'Submit a requisition for supplies'. 'Requisition' specifically emphasizes the official request process.
متضادها
فعل — مطالبه کردن
خواستار استفاده یا تأمین چیزی شدن، به ویژه با دستور رسمی و برای مصارف نظامی یا عمومی.
Demand the use or supply of (something), especially by official order and for military or public use.
«دولت ممکن است در زمان جنگ اموال خصوصی را مصادره کند.»
“The government may requisition private property in times of war.”
«آنها مجبور شدند تدارکات را از مشاغل محلی مطالبه کنند.»
“They had to requisition supplies from local businesses.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. اغلب به معنای تصرف چیزی (به ویژه وسایل نقلیه یا منابع) برای استفاده رسمی یا نظامی است، گاهی بدون رضایت فوری مالک. "ارتش وسایل نقلیه غیرنظامی را مصادره کرد."
Formal. Often implies taking possession of something (especially vehicles or resources) for official or military use, sometimes without the owner's immediate consent. 'The army commandeered civilian vehicles.'
رسمی. چیزی را برای استفاده خود برداشتن، اغلب بدون اجازه یا با اختیار رسمی. میتواند در معنای منفی استفاده شود. "کمیته بودجهای را برای پروژه اختصاص داد."
Formal. To take something for one's own use, often without permission or by formal authority. Can be used in a negative sense. 'The committee appropriated funds for the project.'