sidled

sid·led/ˈsaɪldɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sidledpast participle (مفعولی): sidled-ing (حال): sidling3rd (سوم): sidles

فعل — کنار رفتن

کنار رفتنبه پهلو حرکت کردن

به آرامی و به پهلو حرکت کردن، معمولاً با احتیاط.

Moved sideways, especially quietly or cautiously.

«او به آرامی به کنار میز رفت تا جلب توجه نکند.»

She sidled up to the table to avoid attention.

«او بی‌سر و صدا از کنار نگهبان رد شد.»

He sidled past the guard without being noticed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
creptخزیدن

غیررسمی و به حرکت آرام و بی‌صدا اشاره دارد. در تأکید بر مخفی‌کاری قابل تعویض است.

Informal and implies slow, quiet movement. Interchangeable when emphasizing stealth, e.g. 'He crept past the door.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000