sidling

sid·ling/ˈsaɪldɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sidledpast participle (مفعولی): sidled-ing (حال): sidling3rd (سوم): sidles

فعل — کنار رفتن

کنار رفتنحرکت به پهلو

حرکت به پهلو به آرامی و با احتیاط.

The act of moving sideways quietly or cautiously.

«او آرام از کنار دیوار حرکت می‌کند تا دیده نشود.»

He is sidling along the wall to avoid being seen.

«کنار رفتن معمولاً هنگام تلاش برای مخفیانه عبور کردن انجام می‌شود.»

Sidling is common when trying to sneak past someone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000