storyboards
اسم — استوریبردها
دنبالهای از طراحیها، معمولاً با دستورالعملها و دیالوگها، که نماهای برنامهریزی شده برای یک فیلم، تولید تلویزیونی یا داستان مصور را نشان میدهد.
A sequence of drawings, typically with some directions and dialogue, representing the shots planned for a movie, television production, or comic strip.
«کارگردان قبل از شروع فیلمبرداری، استوریبردها را بازبینی کرد.»
“The director reviewed the storyboards before shooting began.”
«انیماتورها از استوریبردها برای برنامهریزی هر صحنه استفاده میکنند.»
“Animators use storyboards to plan every scene.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. طرحها یا پیشنویسهای اولیه. در معنای برنامههای بصری اولیه قابل تعویض است، اما 'roughs' گستردهتر است و لزوماً به یک روایت متوالی اشاره نمیکند. 'طرحهای اولیه برای انیمیشن' در مقابل 'استوریبردها برای انیمیشن'.
Informal. Preliminary sketches or drafts. Can be used interchangeably in the sense of initial visual plans, but 'roughs' is broader and doesn't necessarily imply a sequential narrative. 'Roughs for the animation' vs. 'storyboards for the animation'.
فعل — استوریبردسازی میکند
(دنبالهای از نماها یا یک روایت) را با استفاده از استوریبرد برنامهریزی یا تصویرسازی کردن.
To plan or illustrate (a sequence of shots or a narrative) by means of a storyboard.
«تیم هر توالی اصلی بازی را استوریبردسازی میکند.»
“The team storyboards every major sequence of the game.”
«او ایدههای خود را قبل از ارائه، تصویرسازی میکند.»
“She storyboards her ideas before presenting them.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. کشیدن یک نقاشی یا طرح اولیه. هنگامی که عمل 'استوریبردسازی' به معنای کشیدن طرحهای سریع و مقدماتی است، قابل تعویض است. 'او صحنه را طرح میزند' در مقابل 'او صحنه را استوریبردسازی میکند'.
Common. To make a rough drawing or painting. Interchangeable when the act of 'storyboarding' is about making quick, preliminary drawings. 'He sketches the scene' vs. 'He storyboards the scene'.