در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک پستاندار جوان که هنوز از شیر مادر تغذیه میکند.
A young mammal still feeding on its mother's milk.
«مادر با دقت از شیرخوار خود مراقبت کرد.»
“The mother cared for her suckling carefully.”
«شیرخواران نیاز به تغذیه و گرمای مداوم دارند.»
“Sucklings need constant feeding and warmth.”