throw a wrench in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/—/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مختل کردن برنامه

مختل کردن برنامه

مختل کردن برنامه.

disrupt a plan

«آن‌ها این عبارت را در بحث به کار بردند.»

“They used throw a wrench in in the discussion.”

«دیروز این عبارت را شنیدیم.»

“We heard throw a wrench in yesterday.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000