adjective (صفت)common
صفت — دچار عذاب
دچار عذابرنجکشیده
دچار درد یا رنج شدید ذهنی یا جسمی.
Experiencing intense mental or physical suffering.
«او از گناه و پشیمانی عذاب میکشید.»
“He was tormented by guilt and regret.”
«زندانیها عذاب کشیده و خسته به نظر میرسیدند.»
“The prisoners looked tormented and exhausted.”
تفاوت با واژههای مشابه
agonized— عذابکشیده
رسمی و با بار احساسی قوی، تاکید بر درد دارد.
Formal and strong emotional tone. Similar meaning emphasizing pain.