unhorsed

un·horsed/ʌnˈhɔːst/
un-remove, reversehorseto ride or mount
adjective (صفت)formal

صفت — از اسب افتاده

از اسب افتادهپیاده‌شده

از اسب افتاده یا به زور پیاده شده.

Thrown off a horse; dismounted unexpectedly or forcibly.

«شوالیه خلال جنگ از اسب سقوط کرد.»

The knight was unhorsed during the battle.

«او به خاطر حرکت ناگهانی اسبش از آن افتاد.»

He was unhorsed by a sudden movement of his horse.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dismountedپیاده شده

رایج. به پیاده شدن از اسب اشاره دارد چه داوطلبانه چه اجباری.

Common. Means got off a horse, either voluntarily or involuntarily. Less specific about force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000