unmusically

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·mu·si·cal·ly/ʌnˈmjuːzɪkli/
un-negation / notmusicalrelating to music-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): unmusicalposition (جایگاه): end

قید — به طور غیرموسیقایی

به طور غیرموسیقاییناسازگار

به گونه‌ای که موسیقایی نباشد؛ فاقد ریتم یا هماهنگی.

In a way that is not musical; lacking rhythm or harmony.

«او به طور نا موزون و نامنظم نواخت.»

He played unmusically and off beat.

«سخنرانی به طور ناموزون ایراد شد.»

The speech was delivered unmusically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awkwardlyنامناسب

رایج. به معنی ناخوشایند یا بدونظرافت، در برخی زمینه‌ها مشابه.

Common. Means clumsily or lacking grace, similar in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000