untimed

un·timed/ʌnˈtaɪmd/
un-negation / nottimedmeasured by time
adjective (صفت)common

صفت — بدون زمان‌بندی

بدون زمان‌بندینامحدود در زمان

بدون اندازه‌گیری یا محدودیت زمانی؛ بدون چارچوب زمانی مشخص رخ دادن.

Not measured or limited by time; occurring without a set time constraint.

«آزمون بدون زمان‌بندی بود تا اضطراب دانش‌آموزان کاهش یابد.»

The test was untimed to reduce student anxiety.

«او جلسات مراقبه بدون محدودیت زمانی را ترجیح می‌دهد.»

She prefers untimed meditation sessions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unlimitedنامحدود

رسمی. در توصیف چیزی بدون محدودیت زمانی جایگزین می‌شود، غالباً در زمینه‌های گسترده‌تر.

Formal. Interchangeable when describing something without time limits, often used in broader contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000