wearisome

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wear·i·some/ˈwɪərɪsəm/
wearitired-somecausing
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): wearisomersuperlative (عالی): wearisomest

صفت — خسته‌کننده

خسته‌کنندهکسل‌کننده

باعث خستگی، کسالت یا بی‌علاقگی شدن؛ خسته‌کننده.

Causing tiredness, boredom, or lack of interest; tedious.

«سخنرانی طولانی و خسته‌کننده بود.»

The lecture was long and wearisome.

«او آن کار را خسته‌کننده یافت.»

She found the task wearisome.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tediousخسته‌کننده

رایج. به معنی خسته‌کننده و طولانی، بسیار مشابه است.

Common. Means boring and long, very similar.

tiresomeخسته‌کننده

رایج. باعث خستگی یا بی‌حوصلگی شدن.

Common. Having the effect of causing fatigue or boredom.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000