whispery

whis·pe·ry/ˈwɪspəri/
whisperto speak very softly-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more whisperysuperlative (عالی): most whispery

صفت — زمزمه‌ای

زمزمه‌اینرم

دارای صدای نرم، آرام یا زمزمه مانند

having a soft, quiet, or hushed sound like a whisper

«او با صدایی زمزمه‌ای صحبت کرد.»

She spoke in a whispery voice.

«باد صدایی زمزمه‌گونه از میان درختان داشت.»

The wind had a whispery sound through the trees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
softنرم

رایج. به طور کلی به صداهای ملایم اشاره دارد، شامل صدای زمزمه.

Common. Refers generally to gentle sounds, including whispery tones.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000