در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای شکمی از نوع خاصی، یا شکلی شبیه شکم؛ برآمده.
Having a belly of a specified kind, or shaped like a belly; bulging.
«قابلمه شکمدار شکل گرد و برآمدهای داشت.»
“The bellied pot had a round, bulging shape.”
«بادبان در باد شدید برآمده شد.»
“The sail bellied out in the strong wind.”
رایج. به چیزی اشاره دارد که بیرونزده یا برجسته است، اغلب برای اعضای بدن یا اشیا قابل استفاده است. 'او عضلات برجسته داشت' درست است، 'قابلمه برآمده' درست است. هر دو میتوانند شکل محدب را توصیف کنند.
Common. Refers to something that swells out or protrudes, often applicable to body parts or objects. 'He had bulging muscles' works, 'The bellied pot' works. Both can describe a convex shape.
رسمی/پزشکی. به تورم ناشی از فشار داخلی اشاره دارد، اغلب با شرایط پزشکی مرتبط است. برای اشکال عمومی کمتر رایج است. 'شکمش از گاز متورم شده بود' درست است. 'بادبانهای شکمدار' درست است، اما 'بادبانهای متورم' غیرعادی است.
Formal/Medical. Implies swelling due to internal pressure, often associated with medical conditions. Less common for general shapes. 'His abdomen was distended from gas' works. 'Bellied sails' works, but 'distended sails' would be unusual.