blitzes

/blɪtsɪz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): blitzedpast participle (مفعولی): blitzed-ing (حال): blitzing3rd (سوم): blitzes

فعل — حمله ناگهانی

حمله ناگهانیحمله برق‌آساعمل سریع

با تلاش ناگهانی و شدید حمله کردن یا کاری را انجام دادن.

To attack or do something with a sudden, intense effort.

«تیم در ربع اول به حریف حمله برق‌آسا می‌کند.»

The team blitzes the opponent in the first quarter.

«آن‌ها با محصول جدیدشان بازار را غافلگیر کردند.»

They blitzed the market with their new product.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackحمله کردن

رایج. می‌تواند در بسیاری از موارد جایگزین blitz شود اما بار معنایی ناگهانی و شدید جنگی یا ورزشی را ندارد.

Common. Can replace 'blitz' in many contexts but lacks the military or sports connotation of sudden intensity.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): blitzes

اسم — حمله ناگهانی

حمله ناگهانیحمله برق‌آسا

حمله ناگهانی و گسترده، به‌ویژه در ورزش یا جنگ.

A sudden, overwhelming attack or effort, especially in sports or war.

«حمله‌های ناگهانی در بازی روند را تغییر دادند.»

The blitzes in the game turned the tide.

«شهر در طول جنگ دچار حملات شدید شد.»

The city suffered heavy blitzes during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assaultحمله

رسمی/رایج. در زمینه‌های نظامی مترادف است اما در ورزش کمتر به کار می‌رود.

Formal/common. Synonymous with blitz in military contexts but less used in sports.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000