فعل — حمله ناگهانی
با تلاش ناگهانی و شدید حمله کردن یا کاری را انجام دادن.
To attack or do something with a sudden, intense effort.
«تیم در ربع اول به حریف حمله برقآسا میکند.»
“The team blitzes the opponent in the first quarter.”
«آنها با محصول جدیدشان بازار را غافلگیر کردند.»
“They blitzed the market with their new product.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. میتواند در بسیاری از موارد جایگزین blitz شود اما بار معنایی ناگهانی و شدید جنگی یا ورزشی را ندارد.
Common. Can replace 'blitz' in many contexts but lacks the military or sports connotation of sudden intensity.
متضادها
اسم — حمله ناگهانی
حمله ناگهانی و گسترده، بهویژه در ورزش یا جنگ.
A sudden, overwhelming attack or effort, especially in sports or war.
«حملههای ناگهانی در بازی روند را تغییر دادند.»
“The blitzes in the game turned the tide.”
«شهر در طول جنگ دچار حملات شدید شد.»
“The city suffered heavy blitzes during the war.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/رایج. در زمینههای نظامی مترادف است اما در ورزش کمتر به کار میرود.
Formal/common. Synonymous with blitz in military contexts but less used in sports.