bred

/brɛd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bredpast participle (مفعولی): bred-ing (حال): breeding3rd (سوم): breeds

فعل — تولیدمثل کرد

تولیدمثل کردزاد

زمان گذشته breed؛ تولید مثل، مخصوصاً حیوانات.

Past tense of breed; to produce offspring, especially animals.

«حیوانات به خوبی در باغ‌وحش تولید مثل کردند.»

The animals bred successfully in the zoo.

«او در مزرعه‌اش اسب پرورش داد.»

She bred horses on her farm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reproducedتکثیر کرد

رایج. معنای بیولوژیکی مشابه ولی رسمی‌تر.

Common. Similar biological meaning but more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000