captivate

cap·ti·vate/ˈkæptɪˌveɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): captivatedpast participle (مفعولی): captivated-ing (حال): captivating3rd (سوم): captivates

فعل — مجذوب کردن

مجذوب کردنفریفتن

جذب و نگه داشتن کامل توجه یا علاقه‌ی کسی.

To attract and hold the interest or attention of someone completely.

«ساحر با نمایش‌هایش تماشاگران را مجذوب کرد.»

The magician captivated the audience with tricks.

«داستان او همه‌ی حاضرین را جذب کرد.»

Her story captivated everyone in the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charmشیفته کردن

رایج. معنای مشابه مرتبط با جذب کردن.

Common. Similar meaning related to attraction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000