در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی را ناگهان چنگ زدن یا قاپیدن؛ قلاب کردن یا گرفتن.
To seize or snatch suddenly; to hook or catch.
«او موفق شد قبل از اینکه شیء در حال سقوط به زمین بخورد، آن را بقاپد.»
“He managed to cleek the falling object before it hit the ground.”
«ماهیگیر سعی کرد ماهی را با قلاب مخصوص خود بگیرد.»
“The fisherman tried to cleek the fish with his gaff.”
روزمره. به معنای گرفتن سریع و اغلب با زور است. زمانی که عمل سریع و ناگهانی باشد میتواند جایگزین 'cleek' شود.
Everyday. Implies taking something quickly and often forcefully. Can be used interchangeably with 'cleek' when the action is quick and sudden.
روزمره. به معنی گرفتن یا محکم کردن چیزی با قلاب یا حرکت قلابمانند است. اگر 'cleek' به معنای استفاده از شیء یا حرکت منحنی باشد، میتوان از آن استفاده کرد.
Everyday. Suggests catching or securing something with a hook or a hook-like motion. Can be used if 'cleek' implies using a curved object or motion.
یک قلاب بزرگ یا ابزار قلابدار، اغلب برای گرفتن ماهی یا کشیدن اشیا استفاده میشود.
A large hook or a hooked implement, often used for catching fish or pulling things.
«او از یک قلاب بلند برای بیرون کشیدن کلیدهایش از چاه استفاده کرد.»
“He used a long cleek to retrieve his keys from the drain.”
«قلاب قدیمی زنگزده بود اما هنوز به اندازه کافی قوی بود تا سبد را نگه دارد.»
“The old cleek was rusty but still strong enough to hold the basket.”
روزمره. متداولترین اصطلاح برای قطعهای منحنی از فلز یا مواد دیگر. به طور گسترده قابل جایگزینی است.
Everyday. The most common term for a curved piece of metal or other material. Widely interchangeable.
فنی/خاص. نوعی قلاب که ماهیگیران برای بیرون کشیدن ماهیهای بزرگ از آب استفاده میکنند. تخصصیتر از 'cleek' است اما اگر بافت ماهیگیری باشد قابل استفاده است.
Technical/Specific. A type of hook used by fishermen to land large fish. More specific than 'cleek' but can be used if the context is fishing.