فعل — قدم زدن با صدای بلند
با قدمهای سنگین و صدادار راه رفت
Walked with heavy, noisy steps
«او با صدای بلند روی کف چوبی راه رفت.»
“He clomped across the wooden floor.”
«اسبها با قدمهای سنگین در مسیر میتاختند.»
“The horses clomped down the trail.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. معنی مشابه دارد اما اغلب به راهرفتن طولانی یا خستهکننده اشاره دارد؛ «tramped through mud» درست است اما «clomped a meeting» ندارد.
Informal. Similar meaning but often implies long or tiring walking; 'tramped through mud' works but not 'clomped a meeting'.
غیررسمی. بیشتر فشار و صدای زیاد پا را تأکید میکند، معمولاً با عصبانیت؛ وقتی بر سر صدا تمرکز است، قابل جایگزین است؛ مانند «stomped upstairs».
Informal. Emphasizes forceful or noisy footfalls, often with anger; interchangeable when focusing on noise, e.g. 'stomped upstairs'.