clomps

/klɒmps/
verb (فعل)commonpast (گذشته): clompedpast participle (مفعولی): clomped-ing (حال): clomping3rd (سوم): clomps

فعل — گام‌ برداشتن با صدای بلند

گام‌ برداشتن با صدای بلند

گام‌های سنگین و پرصدا برداشتن یا برداشتن چند گام سنگین.

Makes a heavy, noisy step or series of steps.

«او با چکمه‌های سنگین از اتاق عبور می‌کند.»

He clomps across the room in heavy boots.

«صدای گام‌های سنگینش هنگام پایین آمدن از پله‌ها شنیده می‌شد.»

You could hear her clomping down the stairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stompکوبیدن پا

غیررسمی. به معنی کوبیدن پا برای تأکید یا عصبانیت است؛ جمله he stomped away می‌سازد ولی she clomps the floor کمتر کاربرد دارد.

Informal. Similar in meaning but often implies stamping strongly in anger or emphasis; 'he stomped away' fits, 'she clomps the floor' less so.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000