crook

/krʊk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): crooks

اسم — کلاهبردار

کلاهبردارشیادجنایتکار

فردی که ناپاک یا کلاه‌بردار است و کارهای غیرقانونی انجام می‌دهد.

A person who is dishonest, especially a criminal or a fraudster.

«آن مرد کلاه‌برداری است که مردم را از پولشان می‌گیرد.»

That man is a crook who scams people out of their money.

«کلاهبردار را در حال سرقت از بانک گرفتند.»

They caught the crook trying to rob the bank.

تفاوت با واژه‌های مشابه
con manکلاهبردار

غیررسمی. وقتی کسی را به عنوان کلاه‌بردار پولی توصیف می‌کنیم قابل جایگزینی است.

Informal. Interchangeable with 'crook' only when referring to someone who tricks others for money — 'He’s a crook' and 'He’s a con man' both work in that sense.

thiefدزد

رایج. در بعضی موارد متفاوت است چون دزد منحصراً اموال می‌دزدد ولی crook شامل دیگر ناپاکی‌ها هم می‌شود.

Common. Related but not always interchangeable; a thief steals property while a crook can be any dishonest person. 'Crook' is broader.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): crooks

اسم — قلاب

قلابکمانه عصاسر خمیده عصا

سر خمیده‌ی عصای چوپان یا هر جسم قلاب‌شکل مشابه آن.

The curved end of a shepherd’s staff or similar hooked object.

«دستش را روی سر خمیده عصایش گذاشت.»

He rested his hand on the crook of his staff.

«سر خمیده عصای چوپان به او در هدایت گوسفندان کمک می‌کرد.»

The crook of the shepherd’s staff helped him guide the sheep.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hookقلاب

رایج. در اشاره به قطعه خمیده قابل جایگزینی است، ولی crook بیشتر به عصای چوپان تعلق دارد.

Common. Interchangeable when referring to any curved piece used to catch or hold, but 'crook' especially refers to a shepherd’s staff curve.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): crookedpast participle (مفعولی): crooked-ing (حال): crooking3rd (سوم): crooks

فعل — خم کردن

خم کردنکج کردنخم شدن

خم کردن یا کج کردن چیزی، به ویژه یک عضو بدن مانند انگشت.

To bend or curve something, especially a limb or finger.

«انگشتش را خم کرد تا توجه کودک را جلب کند.»

She crooked her finger to get the child's attention.

«بازویش را پشت سرش خم کرد تا استراحت کند.»

He crooked his arm behind his head to rest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bendخم کردن

رایج. تقریباً قابل جایگزینی است ولی bend کلی‌تر و crook خمیدگی شدیدتر را می‌رساند.

Common. Almost interchangeable but 'bend' is more general, 'crook' often implies a sharper or more defined curve.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000