discontented

/ˌdɪskənˈtentɪd/
dis-negation / notcontentsatisfied or pleased-edpast participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — ناراضی

ناراضینکوهیدهناراحت

از یک وضعیت یا شرایط ناراضی و ناخشنود بودن.

Unhappy or dissatisfied with a situation or condition.

«کارگران از برنامه‌های کاری جدید ناراضی بودند.»

Workers were discontented with the new work schedules.

«جمعیت ناراضی با صدای بلند اعتراض کردند.»

The discontented crowd protested loudly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
displeasedناراضی

رایج. شکل خفیفی از نارضایتی یا ناراحتی.

Common. Mild form of dissatisfaction or unhappiness.

unhappyناراحت

رایج. احساس کلی غم یا نارضایتی.

Common. General feeling of sadness or dissatisfaction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000