homey

home·y/ˈhoʊmi/
homea place of residence-yhaving the quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): homeiersuperlative (عالی): homeiest

صفت — صمیمی

صمیمیراحتخانگی

آرامش‌بخش و صمیمی، مثل وقتی که در خانه هستی.

Comfortably familiar or cozy, like at home.

«کلبه کوچک بود اما خیلی صمیمی و راحت.»

The cabin was small but very homey.

«او اتاقش را به سبک خانگی تزئین کرد.»

She decorated her room in a homey style.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cozyراحت

رایج و غیررسمی. در موقعیت‌های غیررسمی وقتی درباره راحتی صحبت می‌کنیم قابل جایگزینی است.

Common and informal. Interchangeable in casual contexts describing comfort.

comfortableراحت

رایج. معنی گسترده‌تر دارد اما اغلب در زمینه راحتی فیزیکی یا احساسی با homey همپوشانی دارد.

Common. Broader meaning but often overlaps with 'homey' in context of physical or emotional ease.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000