iniquitous

i·niq·ui·tous/ɪˈnɪkwɪtəs/
in-notiquit(ity)gross injustice or wickedness-oushaving the quality of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more iniquitoussuperlative (عالی): most iniquitous

صفت — ظالمانه

ظالمانهناحق

بسیار ناعادلانه، شرورانه یا غیراخلاقی.

Extremely unfair, evil, or morally wrong.

«قانون ظالمانه توسط گروه‌های حقوق بشر محکوم شد.»

The iniquitous law was condemned by human rights groups.

«اقدامات ناحق او به بسیاری از افراد بی‌گناه آسیب رساند.»

His iniquitous actions harmed many innocent people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unjustظلم‌آمیز

رسمی است. هنگام اشاره به بی‌عدالتی اخلاقی یا قانونی قابل تعویض است.

Formal. Interchangeable when referring to moral or legal unfairness.

wickedشرور

رایج اما قوی‌تر؛ به معنای شرارت اخلاقی است و بیشتر در زمینه‌های اخلاقی یا دینی استفاده می‌شود.

Common but stronger; means morally evil, used mainly in moral or religious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000