insistence

in·sis·tence/ɪnˈsɪstəns/
in-into, uponsiststand-encestate or quality
noun (اسم)common

اسم — اصرار

اصرارپافشاری

اصرار و پافشاری بر خواسته یا عقیده‌ای.

The act of demanding firmly or persistently.

«اصرار او بر صداقت واضح بود.»

Her insistence on honesty was clear.

«آنها در رعایت قوانین پافشاری کردند.»

They showed insistence in following the rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistenceپایداری

متداول. معنی مشابه ولی پایداری گسترده‌تر است و فقط به اصرار محدود نمی‌شود.

Common. Similar meaning but persistence is broader, including continued existence or continued effort, not only demanding.

assertionتاکید

رسمی. به بیان قاطع و محکم اشاره دارد، بیشتر برای ادعاها به کار می‌رود تا اصرارهای مکرر.

Formal. Means a confident and forceful statement, used more for claims than repeated demands.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000