lanky

lan·ky/ˈlæŋki/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): lankiersuperlative (عالی): lankiest

صفت — لاغراندام

لاغراندامبلند و لاغر

بلند و لاغر، معمولاً به گونه‌ای که ظرافت یا هماهنگی ندارد.

Tall and thin, often in a way that lacks grace or coordination.

«او اندامی بلند و لاغر دارد و راه رفتن او دست‌وپاچلفتی است.»

He has a lanky build and walks awkwardly.

«نوجوان لاغراندام بسکتبال خوبی بازی می‌کرد.»

The lanky teenager played basketball well.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ganglyدرشت‌هیکل و لاغر

غیررسمی. معنای مشابه با تاکید بر حالت دست‌وپاچلفتی.

Informal. Similar meaning but more emphasis on awkwardness.

slenderباریک

رسمی. معنای مثبت که باریکی را با ظرافت نشان می‌دهد، برعکس lanky.

Formal. Generally positive, emphasizing thinness with elegance, unlike 'lanky'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000