loops
اسم — حلقهها
اشکالی شبیه منحنی که خودش را قطع میکند؛ جمع کلمه loop.
Shapes like a curve that crosses itself; plural of loop.
«رولر کوستر چندین حلقه هیجانانگیز دارد.»
“The roller coaster has several thrilling loops.”
«او روبان را به شکل حلقههای زیبا گره زد.»
“She tied the ribbon into pretty loops.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمول. به مجموعهای از حلقهها یا پیچهای متصل به هم اشاره دارد، اغلب به صورت مارپیچ یا دایرهای، مانند طناب پیچیده شده. 'مار به صورت حلقه خوابیده بود' کار میکند، اما اگر فقط یک حلقه باشد نمیتوان گفت 'طناب یک حلقه داشت'.
Common. Refers to a series of connected loops or turns, often in a spiral or circular arrangement, like a coiled rope. 'The snake lay in coils' works, but you wouldn't say 'The rope had one coil' if it's just a single loop.
متضادها
فعل — حلقه میکند
سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'loop' به معنای حلقهدار کردن یا در حلقه حرکت کردن.
Third-person singular present tense of 'loop', meaning to form into a loop or to move in a loop.
«طناب دور میله حلقه میزند.»
“The rope loops around the pole.”
«برنامه دادهها را حلقه میکند تا یک مورد مطابق پیدا کند.»
“The program loops through the data until it finds a match.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمول. اغلب به معنای حرکت در یک مسیر دایرهای است، اما لزوماً خودش را قطع نمیکند. 'هواپیما دور فرودگاه میچرخد' کار میکند. 'طناب دور میزند' میتواند کار کند، اما 'حلقه میزند' برای تشکیل یک حلقه فیزیکی خاصتر است.
Common. Often implies moving in a circular path, but not necessarily crossing over itself. 'The plane circles the airport' works. 'The rope circles back' could work, but 'loops back' is more specific to forming a physical loop.