در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرد را بیش از حد مجبور به کار کردن کردن به طوری که خسته یا مضطرب شود
To make someone work too much, causing fatigue or stress
«او زیاد کار کشیده شده بود و به استراحت نیاز داشت.»
“She was overworked and needed a break.”
«زیاد کار دادن به کارکنان میتواند بهرهوری را کاهش دهد.»
حالت یا وضعیتی که فرد بیش از حد کار میکند
The condition or state of working too much
«کار بیش از حد میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.»
“Overwork can lead to serious health problems.”
«او بهدلیل کار زیاد و استرس رنج میبرد.»
“He suffers from overwork and stress.”
“Overworking employees can reduce productivity.”
رایج. مشابه است ولی ممکن است شدیدتر باشد.
Common. Similar in causing tiredness but can be more severe.