peddles
فعل — دستفروشی میکند
به اطراف سفر کردن و (کالا) فروختن یا (اطلاعات/ایده) به مردم ارائه دادن.
To travel about and sell (goods) or offer (information/ideas) to people.
«مرد پیر در بازار کهنه فروشها زیورآلات دستفروشی میکند.»
“The old man peddles trinkets at the flea market.”
«او صنایع دستی خانگی خود را آنلاین و در نمایشگاهها میفروشد.»
“She peddles her homemade crafts online and at fairs.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. به فروش کالا، معمولاً با صدای بلند، در اماکن عمومی یا از روی گاری دستی اشاره دارد. بر دعوت فعال و صوتی تأکید میکند. 'او روزنامهها را در خیابان فریاد میزند' درست است، اما 'او مواد مخدر غیرقانونی میفروشد' کمتر از 'او مواد مخدر غیرقانونی پخش میکند' رایج است.
Informal. Refers to selling goods, usually loudly, in public places or from a pushcart. It emphasizes the active, vocal solicitation. 'He hawks newspapers on the street' works, but 'She hawks illegal drugs' is less common than 'she peddles illegal drugs'.