raggedy

rag·ged·y/ˈræɡɪdi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): raggediersuperlative (عالی): raggediest

صفت — کهنه

کهنهپاره‌پورهناهموار

پاره‌پوره و کهنه؛ با لبه‌ها یا ظاهری ناهموار و فرسوده.

Worn out and shabby; having rough and uneven edges or appearance.

«او یک کت کهنه و پاره‌پوره به تن داشت.»

He wore a raggedy old coat.

«عروسک پاره‌پوره نیاز به تعمیر دارد.»

The raggedy doll needs repairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tatteredپاره

غیررسمی. به معنی پاره و فرسوده؛ در توصیف لباس‌های پاره قابل تعویض با raggedy است.

Informal. Means torn and worn; interchangeable with raggedy describing torn clothes.

shabbyنوکنده و کهنه

رایج. نشان‌دهنده فرسوده بودن و وضعیت نامناسب؛ اغلب قابل تعویض.

Common. Describes worn and in poor condition; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000