ramming

ram·ming/ˈræmɪŋ/
ramto strike or push forcefully-ingpresent participle suffix
noun (اسم)formal

اسم — ضربه زدن

ضربه زدنهل دادن

عمل ضربه زدن یا هل دادن با شدت، اغلب به صورت مکرر.

The act of forcefully hitting or pushing something, often repeatedly.

«هل دادن شدید باعث آسیب جدی به دیوار شد.»

The ramming caused serious damage to the wall.

«قایق به شدت به اسکله ضربه می‌زد.»

The boat was ramming into the dock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
batteringزد و خورد

رایج. به ضربات سنگین و مکرر اشاره دارد.

Common. Emphasizes repeated heavy hitting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000