requited

re·quited/rɪˈkwaɪtɪd/
re-againquitepay back-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — جبران شده

جبران شدهپاسخ داده

کسی که احساسات یا اعمالش پاسخ داده یا جبران شده، مخصوصاً عشق.

Someone whose feelings or actions have been returned or reciprocated, especially love.

«او حس عشق متقابل نسبت به او داشت.»

He felt a requited love for her.

«مهربانی‌های آنها با قدردانی پاسخ داده شد.»

Their kindness was requited with gratitude.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reciprocatedمتقابل

اصطلاح رسمی برای احساسات یا اعمال متقابل.

Formal term for mutual feelings or actions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000