فعل — درحال احیا کردن
شکل حال استمراری فعل 'resuscitate' به معنای احیا کردن (کسی) از بیهوشی یا مرگ ظاهری.
Present participle of 'resuscitate', meaning to revive (someone) from unconsciousness or apparent death.
«تکنسینهای اورژانس در حال احیای قربانی حادثه هستند.»
“Paramedics are resuscitating the accident victim.”
«تیم در حال احیای پروژه شکستخورده با ایدههای جدید است.»
“The team is resuscitating the failing project with new ideas.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب قابل جایگزینی است، به ویژه در زمینههای پزشکی. 'پزشکان در حال احیای بیمار هستند.'
Common. Often interchangeable, especially in medical contexts. 'The doctors are reviving the patient.'
رسمی/فنی. بر بازگرداندن به زندگی تاکید دارد، گاهی اوقات در بافتهای فنیتر یا حتی تخیلی استفاده میشود. 'دانشمندان در حال دوباره زندهکردن سلولهای باستانی هستند.'
Formal/Technical. Emphasizes bringing back to life, sometimes used in a more technical or even fictional context. 'The scientists are reanimating ancient cells.'
صفت — احیاکننده
دارای اثری که کسی یا چیزی را به زندگی یا هوشیاری بازگرداند، یا چیزی را دوباره فعال یا موفق کند.
Having the effect of bringing someone or something back to life or consciousness, or of making something active or successful again.
«تلاشهای احیاکننده او را به زندگی بازگرداند.»
“The resuscitating efforts brought him back.”
«یک برنامه احیاکننده برای اقتصاد لازم است.»
“A resuscitating plan for the economy is needed.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب برای چیزهای غیرجاندار یا مفاهیم انتزاعی استفاده میشود، به معنای دادن زندگی یا انرژی جدید. 'یک درمان آبگرم احیاکننده.'
Common. Often used for non-living things or abstract concepts, meaning to give new life or energy. 'A revitalizing spa treatment.'