throw one's cap over the windmill

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

throw one's cap o·ver the wind·mill/ˌθroʊ wʌnz ˈkæp ˈoʊvər ðə ˈwɪndmɪl/
phrase (عبارت)archaic

عبارت — بی‌محابا ریسک کردن

بی‌محابا ریسک کردننسنجیده عمل کردن

بی‌محابا و بدون فکر کردن به پیامدها دست به کار خطرناکی زدن.

To take a wild, reckless risk or act without considering the consequences.

«ترک کردن شغلش کاری بی‌محابا بود.»

“Quitting his job was throwing his cap over the windmill.”

«او بی‌محابا همه‌چیز را سرمایه‌گذاری کرد.»

“She threw her cap over the windmill and invested everything.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000