در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ازدواج نکرده؛ مجرد.
Not married; single.
«او مادر مجرد است.»
“She is an unwed mother.”
«آنها یک زوج ازدواجنکرده در مهمانی داشتند.»
“They had an unwed couple at the party.”
رایج. معمولاً با unwed قابل جایگزینی است.
Common. Usually interchangeable with unwed.