unwary

un·war·y/ʌnˈweri/
un-negationwarycautious or watchful
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unwarysuperlative (عالی): most unwary

صفت — بی‌احتیاط

بی‌احتیاطنادانسته

بی‌احتیاط یا مراقب؛ از خطر یا ریسک آگاه نیست.

Not cautious or careful; unaware of danger or risk.

«مسافر بی‌احتیاط گرفتار طوفان شد.»

The unwary traveler was caught in the storm.

«رانندگان بی‌ملاحظه ممکن است باعث تصادف شوند.»

Unwary drivers may cause accidents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carelessبی‌ملاحظه

متداول. معنی مشابه ولی ممکن است به بی‌مبالاتی اشاره کند؛ 'unwary' بر نبود احتیاط تأکید دارد.

Common. Similar in meaning but can imply negligence; 'unwary' focuses on lack of caution.

recklessبی‌پروا

متداول. نشان‌دهنده بی‌اعتنایی نسبت به خطر است؛ همیشه قابل جایگزینی نیست.

Common. Implies disregard for danger often intentional; not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000