arch

/ɑːrtʃ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): arches

اسم — قوس

قوسطاق

یک سازه متقارن منحنی که بر دهانه‌ای پل می‌زند و معمولاً وزن پل، سقف یا دیوار بالای خود را تحمل می‌کند.

A curved symmetrical structure spanning an opening and typically supporting the weight of a bridge, roof, or wall above it.

«پل توسط سه طاق سنگی زیبا پشتیبانی می‌شد.»

The bridge was supported by three elegant stone arches.

«آباره رومی باستان دارای طاق‌های زیادی بود.»

The ancient Roman aqueduct had many arches.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vaultسقف قوسی

بسیار نزدیک. 'Vault' یک سازه قوسی است که سقف یا طاق را تشکیل می‌دهد. در حالی که همه vaultها arch هستند، همه archها vault نیستند (مانند یک arch بالای درگاه).

Closely related. A 'vault' is an arched structure forming a roof or ceiling. While all vaults are arches, not all arches are vaults (e.g., an arch over a doorway).

arcکمان

کلی. 'Arc' به هر خط یا شکل منحنی اشاره دارد. 'Arch' به یک منحنی ساختاری و تحمل‌کننده بار در معماری اشاره دارد. در زمینه ساختاری قابل جایگزینی نیست.

General. 'Arc' refers to any curved line or shape. 'Arch' implies a structural, load-bearing curve in architecture. Not interchangeable for structural context.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): archedpast participle (مفعولی): arched-ing (حال): arching3rd (سوم): arches

فعل — خم شدن

خم شدنقوس برداشتنطاق زدن

به شکل قوس درآوردن یا باعث قوس‌دار شدن چیزی شدن.

To form or cause to form an arch.

«گربه وقتی سگ را دید، کمرش را خم کرد.»

The cat arched its back when it saw the dog.

«ژیمناست با مهارت بدن خود را برای ژست خم کرد.»

The gymnast expertly arched her body for the pose.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curveخم کردن

کلی. 'Curve' به معنای خم شدن به شکل گرد است. 'Arch' به طور خاص به یک منحنی اشاره دارد که به سمت بالا می‌رود یا دهانه‌ای را پوشش می‌دهد، اغلب با هدف ساختاری.

General. 'Curve' means to bend in a rounded shape. 'Arch' specifically implies a curve that rises upwards or spans an opening, often with structural purpose.

bowخم شدن

کلی. 'Bow' می‌تواند به معنای خم شدن به جلو یا پایین باشد، اغلب با ژست احترام یا فشار مرتبط است. در مواردی که به خم شدن چیزی به شکل قوس اشاره دارد، قابل جایگزینی است، اما 'arch' اغلب استحکام بیشتری را القا می‌کند.

General. 'Bow' can mean to bend forward or downwards, often associated with a gesture of respect or stress. It can be interchangeable when referring to something bending into an arch shape, but 'arch' often implies more rigidity.

متضادها
3adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): archersuperlative (عالی): archest

صفت — شیطنت‌آمیز

شیطنت‌آمیززیرکانهمکارانه

(در مورد یک اظهارنظر یا لبخند) عمداً شوخ‌طبعانه و اذیت‌کننده.

(Of a remark or smile) Deliberately playful and teasing.

«او نگاهی شیطنت‌آمیز به او انداخت.»

She gave him an arch look.

«توضیح زیرکانه او باعث شد همه پوزخند بزنند.»

His arch comment made everyone chuckle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slyحیله‌گر

مشابه، اما 'sly' اغلب مفهوم پنهان‌کاری یا حیله‌گری را دارد، در حالی که 'arch' بیشتر به شوخی‌های شیطنت‌آمیز یا معصومیت دروغین اشاره دارد.

Similar, but 'sly' often carries a connotation of being secretive or cunning, while 'arch' is more about playful teasing or mock innocence.

mischievousبازیگوش

بسیار نزدیک. 'Mischievous' به معنای تمایل به ایجاد مشکلات جزئی یا آسیب بازیگوشانه است. 'Arch' بیشتر به لحن یا بیان در گفتار/لبخند اشاره دارد، به معنای یک تفریح آگاهانه و اغلب کمی تمسخرآمیز.

Closely related. 'Mischievous' implies a tendency to cause minor trouble or playful harm. 'Arch' is more about the tone or expression in speech/smile, implying a knowing, often slightly mocking, amusement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000