belonged

be·longed/bɪˈlɔŋd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): belongedpast participle (مفعولی): belonged-ing (حال): belonging3rd (سوم): belongs

فعل — متعلق بود

متعلق بودعضو بود

گذشته فعل belong؛ مال کسی بودن یا عضو گروه یا مکانی بودن.

Past tense of 'belong': to be the property of or be a member of a group or place.

«این کتاب متعلق به پدربزرگ من بود.»

This book belonged to my grandfather.

«او عضو باشگاه محلی بود.»

She belonged to the local club.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ownedمتعلق بود

رسمی، درباره مالکیت استفاده می‌شود؛ وقتی مالکیت مطرح است قابل جایگزینی است.

Formal synonym used for property or possession; interchangeable when referring to ownership.

memberedعضو بود (غیررسمی، کمتر رایج)

ارتباط کمی دارد و بسیار کمتر استفاده می‌شود؛ فقط در زمینه‌های عضویت قابل جایگزینی است.

Rarely used verb form; interchangeable only in membership contexts but very uncommon.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000