hunky

hunk·y/ˈhʌŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): hunkiersuperlative (عالی): hunkiest

صفت — خوش‌تیپ

خوش‌تیپتنومند

جذاب و بدنی خوش‌فرم، به‌ویژه درباره مردان.

Attractive and well-built, especially referring to a man.

«او مرد خوش‌فرمی است که مرتب ورزش می‌کند.»

He’s a hunky guy who works out regularly.

«او با بازیگر تنومندی دوست بود.»

She dated a hunky actor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
handsomeخوش‌تیپ

رایج. اغلب به مردان خوش ظاهر اشاره دارد و در گفتار غیررسمی با hunky قابل تعویض است.

Common. Usually refers to good-looking men, often interchangeable with hunky in casual speech.

buffتنومند

غیررسمی. تأکید خاص روی بدن عضلانی دارد و نزدیک به hunky است.

Informal. Specifically emphasizes muscular physique, similar to hunky.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000