masked

/mæskt/
maskto cover the face-edpast tense / past participle suffix
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more maskedsuperlative (عالی): most masked

صفت — نقاب‌دار

نقاب‌دارماسک‌زده

دارای نقاب بر صورت، پوشیده شده با ماسک.

Having a mask on the face, covered by a mask.

«سارق نقاب‌دار پول خواست.»

The masked robber demanded money.

«او لباسی با ماسکی زیبا به جشن پوشید.»

She wore a beautifully masked costume to the ball.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veiledپوشیده

ادبی. پوشیده شده با حجاب، معمولاً برای عفت یا رمز و راز. می‌تواند برای اثری مشابه 'masked' به معنای استعاری استفاده شود، اما به معنای واقعی به نوع دیگری از پوشش اشاره دارد. 'تهدید پنهان' در مقابل 'مزاحم نقاب‌دار'.

Literary. Covered with a veil, typically for modesty or mystery. Can be used for a similar effect as 'masked' in a figurative sense, but literally refers to a different type of covering. 'A veiled threat' vs 'A masked intruder'.

disguisedمبدل

رایج. هویت کسی پنهان یا تغییر داده شده برای جلوگیری از شناسایی. 'Masked' راهی برای 'مبدل شدن' است، اما 'disguised' می‌تواند شامل لباس، صدا و غیره نیز باشد. 'مرد نقاب‌دار' نوعی 'مرد مبدل' است.

Common. Having one's identity concealed or altered to prevent recognition. 'Masked' is a way to be 'disguised,' but 'disguised' can also involve clothing, voice, etc. 'A masked man' is a type of 'disguised man'.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more maskedsuperlative (عالی): most masked

صفت — پنهان

پنهانمخفیمستتر

پنهان یا مخفی؛ آشکار و واضح نباشد.

Concealed or hidden; not openly apparent.

«احساسات واقعی او پشت لبخندی پنهان شده بود.»

His true feelings were masked by a smile.

«این بیماری علائم پنهانی داشت.»

The illness had some masked symptoms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hiddenپنهان

رایج. اصطلاح کلی برای چیزی که دیده نمی‌شود یا شناخته‌شده نیست. 'Masked' به پوشش یا پنهان‌سازی عمدی اشاره دارد، اغلب برای فریب، در حالی که 'hidden' می‌تواند تصادفی یا غیرعمدی باشد. 'استعداد پنهان' در مقابل 'نیات پنهان'.

Common. General term for something not visible or not known. 'Masked' implies an intentional covering or concealment, often to deceive, while 'hidden' can be accidental or unintentional. 'A hidden talent' vs 'Masked intentions'.

veiledمبهم

ادبی. به روشی غیرمستقیم یا مبهم بیان شده؛ آشکارا اعلام نشده. هنگام اشاره به مفاهیم انتزاعی یا تهدیدها می‌توانند جایگزین شوند. 'تهدید مبهم' و 'تهدید پنهان' مشابه هستند.

Literary. Expressed in an indirect or obscure way; not openly declared. Can be used interchangeably when referring to abstract concepts or threats. 'A veiled threat' and 'a masked threat' are similar.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000