reborn

re·born/ˌriːˈbɔːrn/
re-againbornto come into life
adjective (صفت)common

صفت — تولد دوباره

تولد دوبارهباززاییده شده

تجدید حیات یا شروعی دوباره، معمولاً از نظر روحی یا شخصی.

Experienced a new beginning, often spiritual or personal renewal.

«او پس از غلبه بر بیماری‌اش احساس تولد دوباره کرد.»

He felt reborn after overcoming his illness.

«پس از فاجعه، این جامعه دوباره زنده شد.»

The community was reborn after the disaster.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resurrectedزنده شده دوباره

رسمی. به‌طور خاص برگشتن از مردن، معمولاً مذهبی است. 'Reborn' عمومی‌تر و استعاری‌تر است.

Formal. Specifically refers to rising from the dead, often religious. 'Reborn' is more general and figurative.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000