recondition

re·con·di·tion/ˌriːkənˈdɪʃən/
re-again / anewconditionstate / to put into a state
1verb (فعل)commonpast (گذشته): reconditionedpast participle (مفعولی): reconditioned-ing (حال): reconditioning3rd (سوم): reconditions

فعل — بازسازی کردن

بازسازی کردننوسازی کردنتعمیر و آماده کردن

چیزی را به وضعیت خوب یا مناسب بازگرداندن؛ تعمیر کردن و دوباره برای استفاده آماده کردن.

To restore something to a good or proper condition; to repair and make fit for use again.

«گاراژ پیشنهاد کرد موتور ماشین قدیمی را بازسازی کند.»

The garage offered to recondition the old car engine.

«می‌توانید چکمه‌های چرمی را با کرم‌های مخصوص نوسازی کنید.»

You can recondition leather boots with special creams.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overhaulسرویس کامل کردن

رایج. به بازرسی و تعمیر کامل، مخصوصاً ماشین‌آلات یا یک سیستم اشاره دارد. 'سرویس کامل کردن موتور'. 'بازسازی کردن' گسترده‌تر است و می‌تواند تقریباً برای هر چیزی اعمال شود.

Common. Implies a thorough inspection and repair, especially of machinery or a system. 'Overhaul an engine'. 'Recondition' is broader and can apply to almost anything.

refurbishبازسازی کردن

رایج. اغلب برای ساختمان‌ها، اتاق‌ها یا مبلمان استفاده می‌شود و به معنای دوباره نو و جذاب کردن آنها، اغلب با تغییرات ظاهری است. 'بازسازی کردن یک خانه قدیمی'. 'بازسازی کردن' بیشتر بر عملکرد و وضعیت عملیاتی تمرکز دارد.

Common. Often used for buildings, rooms, or furniture, implying making them look new and attractive again, often with cosmetic changes. 'Refurbish an old house'. 'Recondition' focuses more on functionality and operational state.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): reconditions

اسم — بازسازی

بازسازینوسازی

عمل یا فرآیند بازسازی؛ وضعیت بازسازی شده.

The act or process of reconditioning; the state of being reconditioned.

«بازسازی دستگاه قدیمی باعث صرفه‌جویی در پول شرکت شد.»

The recondition of the old machine saved the company money.

«پس از بازسازی، مبلمان کاملاً نو به نظر می‌رسید.»

After the recondition, the furniture looked brand new.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overhaulسرویس کامل

رایج. به بازرسی و تعمیر کامل، معمولاً ماشین‌آلات پیچیده اشاره دارد. 'یک سرویس کامل موتور'. 'بازسازی' می‌تواند عمومی‌تر باشد.

Common. Refers to a thorough inspection and repair, typically of complex machinery. 'A complete engine overhaul'. 'Recondition' can be more general.

refurbishmentبازسازی

رایج. فرآیند جدید کردن چیزی، به ویژه املاک یا مبلمان. 'بازسازی دفتر'. 'بازسازی' می‌تواند بیشتر بر وضعیت کارکرد داخلی تمرکز کند.

Common. The process of making something look new again, especially properties or furniture. 'Office refurbishment'. 'Recondition' can focus more on internal working order.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000