در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با دو یا چند مجموعه از خطوط موازی متقاطع، سایه زدن یا تزئین کردن.
To shade or decorate with two or more sets of intersecting parallel lines.
«هنرمند از یک خودکار ظریف برای هاشور متقاطع زدن سایهها در نقاشی استفاده کرد.»
“The artist used a fine pen to crosshatch the shadows in the drawing.”
«او یاد گرفت چگونه برای ایجاد بافت به طور موثر هاشور متقاطع بزند.»
“She learned how to crosshatch effectively to create texture.”
عمومی. به تیره کردن یک ناحیه با خطوط یا رنگ اشاره دارد. 'هاشور متقاطع زدن' یک تکنیک خاص سایهزنی است، بنابراین 'سایه زدن' اصطلاح گستردهتری است. در صورتی که روش خاص مهم نباشد، قابل جایگزینی است، اما 'هاشور متقاطع زدن' به خطوط متقاطع اشاره دارد.
General. Refers to darkening an area with lines or color. 'Crosshatch' is a specific technique of shading, so 'shade' is a broader term. Interchangeable when the specific method isn't important, but 'crosshatch' specifies the intersecting lines.
خاص. به کشیدن خطوط موازی برای سایهزنی اشاره دارد. 'هاشور متقاطع زدن' نوعی از 'هاشور زدن' است که از خطوط متقاطع استفاده میکند، بنابراین 'هاشور زدن' یک اصطلاح کلیتر است. هنگامی که جنبه متقاطع بسیار مهم باشد، قابل جایگزینی نیست.
Specific. Refers to drawing parallel lines for shading. 'Crosshatch' is a type of 'hatch' that uses intersecting lines, so 'hatch' is a superordinate term. Not interchangeable when the intersecting aspect is crucial.
طرحی از سایهزنی که با خطوط موازی متقاطع ایجاد میشود.
A pattern of shading formed by intersecting parallel lines.
«هنرمند هاشور متقاطع پیچیده در حکاکی قدیمی را تحسین کرد.»
“The artist admired the intricate crosshatch in the old engraving.”
«او مقداری هاشور متقاطع اضافه کرد تا به نقاشی عمق دهد.»
“She added some crosshatch to give depth to the drawing.”
عمومی. به هر الگوی خطوط موازی که برای سایهزنی استفاده میشود اشاره دارد. 'هاشور متقاطع' نوع خاصی از هاشور است که در آن خطوط همدیگر را قطع میکنند. 'هاشور' زمانی قابل جایگزینی است که الگوی متقاطع خاص حیاتی نباشد، اما 'هاشور متقاطع' دقیقتر است.
General. Refers to any pattern of parallel lines used for shading. 'Crosshatch' is a specific type of hatching where lines intersect. 'Hatching' can be used interchangeably when the specific intersecting pattern isn't critical, but 'crosshatch' is more precise.
عمومی. به حس یا ظاهر یک سطح اشاره دارد. 'هاشور متقاطع' میتواند بافت ایجاد کند، اما 'بافت' مفهومی گستردهتر است. فقط زمانی قابل جایگزینی است که در مورد اثر بصری هاشور متقاطع به عنوان یک بافت بحث میشود.
General. Refers to the feel or appearance of a surface. 'Crosshatch' can create a texture, but 'texture' is a broader concept. Only interchangeable when discussing the visual effect of the crosshatch as a texture.