dismissed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·missed/dɪsˈmɪst/
dis-do the opposite or removemisssend, let go
adjective (صفت)common

صفت — اخراج شده

اخراج شدهبرکنار شده

از کار یا منصب برکنار شده؛ اخراج شده.

Removed from a job or position; fired.

«او دیروز از کارش اخراج شد.»

She was dismissed from her job yesterday.

«کارمند به دلیل رفتار نامناسب برکنار شد.»

The employee was dismissed due to misconduct.

تفاوت با واژه‌های مشابه
firedاخراج شده

غیررسمی. در موقعیت‌های معمولی برای از دست دادن شغل قابل تعویض است.

Informal. Interchangeable in casual contexts for people losing jobs — 'He was fired yesterday.' works similarly.

terminatedقطع شده، پایان یافته

رسمی. بیشتر در زمینه‌های منابع انسانی و رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Used especially in HR and official contexts to indicate employment ended.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000