dividend

div·i·dend/ˈdɪvɪdɛnd/
divi-to divide-endsuffix indicating something to be done
1noun (اسم)technicalplural (جمع): dividends

اسم — سود سهام

سود سهامسود تقسیمی

مبلغی پول که به طور منظم (معمولاً فصلی) توسط یک شرکت از سود یا ذخایر خود به سهامدارانش پرداخت می‌شود.

A sum of money paid regularly (typically quarterly) by a company to its shareholders out of its profits or reserves.

«شرکت پرداخت سود سهام بی‌سابقه‌ای را اعلام کرد.»

The company announced a record dividend payment.

«سهامداران مشتاقانه منتظر سود سهام فصلی خود هستند.»

Shareholders eagerly await their quarterly dividend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
payoutپرداختی

رایج. اصطلاح عمومی‌تری برای پرداخت، نه لزوماً از سود شرکت به سهامداران. «پرداختی قرعه‌کشی زیاد بود» درست است، اما «شرکت یک payout بزرگ اعلام کرد» می‌تواند سود سهام، پاداش یا چیز دیگری باشد. کمتر رسمی از dividend است.

Common. More general term for a payment, not specifically from company profits to shareholders. 'The lottery payout was huge' works, but 'The company announced a large payout' could be a dividend, bonus, or something else. Less formal than dividend.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): dividends

اسم — منفعت

منفعتنتیجه مثبت

منفعتی که از یک اقدام یا سیاست حاصل می‌شود.

A benefit from an action or policy.

«سرمایه‌گذاری در آموزش برای جامعه منافع بزرگی دارد.»

Investing in education pays a huge dividend for society.

«سخت‌کوشی او در نهایت نتیجه داد.»

His hard work eventually paid dividends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benefitفایده

رایج. اصطلاح گسترده‌تر. هنگام اشاره به نتایج مثبت قابل تعویض است. «فواید سلامتی ورزش» درست است. «این سیاست سود/منفعت قابل توجهی به همراه داشت» هر دو درست هستند.

Common. Broader term. Interchangeable when referring to positive outcomes. 'The health benefits of exercise' works. 'The policy yielded a significant benefit/dividend' both work.

advantageمزیت

رایج. وضعیتی که فرد را در موقعیت مطلوب یا برتر قرار می‌دهد. می‌تواند نتیجه یا یک کیفیت ذاتی باشد. «تجربه او به او برتری داد» درست است. «سیستم جدید مزایا/منافع متعددی ارائه می‌دهد» هر دو مناسب هستند.

Common. A condition or circumstance that puts one in a favorable or superior position. Can be a result or an inherent quality. 'His experience gave him an advantage' works. 'The new system offers several dividends/advantages' both fit.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000