headland

head·land/ˈhɛdˌlænd/
noun (اسم)commonplural (جمع): headlands

اسم — سرزمین برآمده

سرزمین برآمدهدماغهنقطه برآمده ساحلی

قطعه‌ای از زمین که معمولاً بلند و با شیب تند به سمت دریا یا دریاچه امتداد دارد.

A piece of land, usually high and with a steep drop, that extends into a body of water.

«ما در امتداد دماغه‌ای که به دریا مشرف بود قدم زدیم.»

We walked along the headland overlooking the sea.

«فانوس دریایی روی یک دماغه سنگی ساخته شده است.»

The lighthouse is built on a rocky headland.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promontoryنوک‌زمینی

رسمی. در زمینه‌های جغرافیایی یا رسمی جایگزین headland می‌شود اما در گفتار روزمره کمتر رایج است.

Formal. Can replace 'headland' in geographical or formal contexts but is less common in everyday speech.

capeکیپ

رایج. معمولاً به جای headland استفاده می‌شود ولی گاهی به زمین‌های بزرگ‌تر یا برجسته‌تر اشاره دارد.

Common. Often interchangeable with 'headland' though 'cape' sometimes refers to larger or more prominent landforms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000