pecks

/pɛks/
peckto strike or bite with the beak-sthird person singular present tense / plural marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): peckedpast participle (مفعولی): pecked-ing (حال): pecking3rd (سوم): pecks

فعل — نوک می‌زند

نوک می‌زندقارقار می‌کندضربه می‌زند

با نوک خود به چیزی ضربه می‌زند یا آن را گاز می‌گیرد.

Strikes or bites (something) with its beak.

«مرغ به دانه‌های درون حیاط نوک می‌زند.»

The chicken pecks at the grain in the yard.

«دارکوب به تنه درخت نوک می‌زند و به دنبال حشرات می‌گردد.»

The woodpecker pecks at the tree trunk looking for insects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nipsگاز می‌گیرد

روزمره. به معنای یک گاز یا نیش سریع و ملایم است. می‌تواند جایگزین 'pecks' شود وقتی عمل کمتر در مورد ضربه شدید و بیشتر در مورد یک گاز سبک باشد، اغلب از طرف حیوان. 'سگ بازیگوشانه گاز می‌گیرد' درست است، 'پرنده به دانه‌ها نوک می‌زند' برای پرندگان دقیق‌تر است.

Everyday. Implies a quick, gentle bite or pinch. Can replace 'pecks' when the action is less about a sharp strike and more about a light bite, often from an animal. 'The dog nips playfully' works, 'The bird pecks at the seeds' is more precise for birds.

tapsضربه می‌زند

روزمره. به معنای یک ضربه سبک و سریع است، اغلب با انگشت یا یک شیء سخت. می‌تواند جایگزین 'pecks' شود اگر عمل پرنده بسیار سبک و سریع باشد، اما 'taps' استفاده از نوک را منتقل نمی‌کند. 'او به پنجره ضربه می‌زند' درست است، 'مرغ به ذرت نوک می‌زند' مناسب‌تر است.

Everyday. Implies a light, rapid strike, often with a finger or a hard object. Can replace 'pecks' if the bird's action is very light and rapid, but 'taps' doesn't convey the use of a beak. 'He taps on the window' works, 'The hen pecks at the corn' is more appropriate.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): pecks

اسم — بوسه‌های سریع

بوسه‌های سریعماچ‌های کوتاه

بوسه‌های سبک، معمولاً سریع و غیررسمی.

Light kisses, typically quick and informal.

«قبل از رفتن، چند بوسه سریع بر پیشانی پسرش زد.»

She gave her son a few quick pecks on the forehead before he left.

«زوج به عنوان سلام، بوسه‌هایی بر گونه‌های یکدیگر زدند.»

The couple exchanged pecks on the cheek as a greeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kissesبوسه‌ها

روزمره. اصطلاح عمومی برای ابراز محبت با لب. 'بوسه‌ها' اصطلاحی گسترده‌تر است، در حالی که 'pecks' نوع خاصی از بوسه سبک و سریع را مشخص می‌کند. 'آنها بوسه رد و بدل کردند' عمومی است، 'آنها بوسه‌های سریع بر گونه رد و بدل کردند' خاص‌تر است.

Everyday. General term for expressing affection with the lips. 'Kisses' is a broader term, whereas 'pecks' specifies a particular type of light, quick kiss. 'They exchanged kisses' is general, 'They exchanged quick pecks on the cheek' is more specific.

smacksماچ‌ها

غیررسمی. به معنای بوسه‌ای بلندتر و تأکیدآمیزتر است که اغلب با صدایی همراه است. می‌تواند شبیه 'pecks' در سرعت باشد اما نیروی بیشتر یا صدایی را القا می‌کند. 'او محکم او را بوسید' درست است. 'Pecks' معمولاً آرام‌تر هستند.

Informal. Implies a louder, more emphatic kiss, often accompanied by a sound. Can be similar to 'pecks' in quickness but implies more force or sound. 'He gave her a loud smack on the lips' works. 'Pecks' are generally quieter.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): pecks

اسم — نوک زدن

نوک زدنضربه نوک

یک ضربه کوتاه و تیز، به خصوص با ابزار نوک‌تیز یا نوک پرنده.

A short, sharp blow, especially with a pointed tool or beak.

«پرنده نوکی تیز به پنجره زد.»

The bird gave a sharp peck at the window.

«او یک نوک ناگهانی روی بازویش احساس کرد و زنبوری را دید.»

He felt a sudden peck on his arm and saw a bee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapsضربات

روزمره. به معنای یک ضربه سبک. 'Taps' اصطلاح عمومی برای تماس فیزیکی سبک است، در حالی که 'pecks' به معنای یک ضربه متمرکزتر و تیزتر است، اغلب با ابزاری نوک‌تیز. 'ضربات ریتمیک به پنجره' درست است، 'نوک زدن‌های پرنده به پوست درخت' خاص‌تر است.

Everyday. Refers to a light strike. 'Taps' is a general term for light physical contact, while 'pecks' implies a more focused, sharp strike, often with a pointed instrument. 'The rhythmic taps on the window' works, 'The bird's pecks on the bark' is more specific.

jabضربه کوتاه

روزمره. یک ضربه سریع و تیز، اغلب با مشت یا شیء نوک‌تیز. 'Jab' می‌تواند از نظر تیزی مشابه باشد اما نیروی بیشتر و اغلب قصدی پرخاشگرانه‌تر از 'peck' را القا می‌کند. 'یک ضربه سریع به دنده‌ها' درست است. 'Pecks' معمولاً با نیروی کمتری همراه است.

Everyday. A quick, sharp blow, often with a fist or pointed object. 'Jab' can be similar in sharpness but implies more force and often a more aggressive intent than a 'peck'. 'A quick jab to the ribs' works. 'Pecks' are usually less forceful.

متضادها
4noun (اسم)archaicplural (جمع): pecks

اسم — پک (واحد اندازه‌گیری)

پک (واحد اندازه‌گیری)

واحد اندازه‌گیری خشک، برابر با ۸ کوارت یا یک چهارم بوشل.

A unit of dry measure, equal to 8 quarts or ¼ bushel.

«کشاورز سیب‌زمینی را به واحد پک در بازار می‌فروخت.»

The farmer sold potatoes by the peck at the market.

«او از یک پیمانه پک برای لوبیاهای خشک استفاده کرد.»

She used a peck measure for the dried beans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bushelبوشل

فنی. واحد بزرگتری برای اندازه‌گیری خشک (۴ پک). اگرچه مرتبط است، 'bushel' به مقدار بزرگتر اشاره دارد. 'Pecks' زیربخش بوشل است. 'او یک بوشل سیب خرید' در مقابل 'او دو پک سیب خرید'.

Technical. A larger unit of dry measure (4 pecks). While related, 'bushel' refers to the larger quantity. 'Pecks' is a subdivision of a bushel. 'He bought a bushel of apples' vs. 'He bought two pecks of apples'.

quartکوارت

فنی. واحد کوچکتری برای اندازه‌گیری مایع یا خشک (۲ پینت). 'کوارت' جزئی مستقیم از یک پک است (۸ کوارت در هر پک). 'یک پک توت' مقدار بیشتری نسبت به 'یک کوارت توت' است.

Technical. A smaller unit of liquid or dry measure (2 pints). 'Quart' is a direct component of a peck (8 quarts per peck). 'A peck of berries' is a larger quantity than 'a quart of berries'.

5verb (فعل)commonpast (گذشته): peckedpast participle (مفعولی): pecked-ing (حال): pecking3rd (سوم): pecks

فعل — ماچ کردن

ماچ کردنبوسیدن

(در مورد شخص) کسی را سبک و سریع بوسیدن.

(Of a person) to kiss (someone) lightly and quickly.

«او قبل از رفتن به سر کار، همسرش را سریع بر گونه می‌بوسد.»

He quickly pecks his wife on the cheek before leaving for work.

«او پیشانی نوزادش را به آرامی بوسید.»

She pecked her baby's forehead gently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kissبوسیدن

روزمره. عمل عمومی لمس با لب. 'Peck' نوعی بوسه (سبک، سریع) را مشخص می‌کند، در حالی که 'kiss' گسترده‌تر است. 'او با او خداحافظی کرد' عمومی است، 'او گونه او را بوسید' توصیفی‌تر است.

Everyday. The general act of touching with the lips. 'Peck' specifies a *type* of kiss (light, quick), while 'kiss' is broader. 'She kissed him goodbye' is general, 'She pecked him on the cheek' is more descriptive.

smoochماچ و بوسه کردن

غیررسمی/عامیانه. به معنای بوسه‌ای طولانی‌تر و پرشورتر، اغلب با صدا. از نظر شدت معمولاً متضاد 'peck' است. 'آنها در گوشه مشغول ماچ و بوسه بودند' درست است، 'او سریع دستش را بوسید' با 'smooch' سازگار نیست.

Informal/slang. Implies a longer, more passionate kiss, often with sound. It is generally the opposite of a 'peck' in terms of intensity. 'They were smooching in the corner' works, 'He quickly pecked her hand' does not fit 'smooch'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000